عشق جاری بود و من تنهای عشققطره اما دست در دریای عشقسرد غلتیدم درون لاله هاسوختم از شور و از گرمای عشقگرچه عمری لاف مستی میزدملیک بی غش دیدمی معنای عشقاز عمود یک به صد تا یک هزاربر لب و بر دل همه نجوای عشقکور ره باشی اگر ، با مشک شیخمیشوی با جرعه ای بینای عشقروزها خیل ملک در راه یارچون بگویم زینت شبهای عشقلحظه ها لبریز از دلدادگیهر قدم آکنده از گرمای عشقدر خودت گم می شوی در اربعینتا بخود آیی دلت مینای عشقچهره ای معصوم ، با جامی ز آبمی کند سیراب ، چون سقای عشقافتخار پیر و برنا نوکریستبهر زوار حسین ( ع) مولای عشقزینب و کلثوم و هم ام وهبهمرهت آید یقین ،زهرای عشقدود و عود وآتش و عطر و گلابجلوه های چهره زیبای عشقخاک ره باشی اگر در راه دوستمی رساندت بر ، لیلای عشقموکب و زنجیر و سنج وطبل و بوقدادشان فریادشان ، آقای عشقروضه و مداح و منبر جملگیشرح حال دفتر زیبای عشقشربت وآش و حلیم و لب لبی( نوعی غذای عراقی)ترجمانی ناب از فحوای عشقگوئیا خوابی در آغوش بهاربس که شیرین آیدت رویای عشقجاده می بالد به خود ، زیرا که اوفرش ره گردیده زیر پای عشقخیس باران می شوی در هر عمودتا بروید در دلت گلهای عشقدرد ره بر تو اگر افزون رودخوش تر آید نزد تو فردای عشقهر کجا را بنگری در اربعیننیک می بینی همه سیمای عشقاز کراچی ، کابل و هند و یمنتا به لبنان و چچن پهنای عشقازنجف تا کربلا تا کاظمینسامرا بینی همه غوغای عشقهر کس و هر جاو هر دم عشق بوددرتفیده دشت و در صحرای عشقنقطه مولا ، زائران پرگار گوناقتدا بر عشق با فتوای عشقعشق بودو عشق بود و یک کلاماربعین و مرز ناپیدای عشق
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور ۱۴۰۲ساعت 19:17  توسط سعید قربانی
|
برچسب:
نویسنده: یاسین محمدپور
تاريخ: دوشنبه
3 مهر
1402 ساعت: 15:01